الشيخ محمد تقي بهجت

138

جامع المسائل ( فارسي )

ملحق مىشود به او و انكار بعد از اقرار ، مسموع نيست و مؤثّر در لعان نيست ؛ و اگر اعتراف نكرد و تأخير انداخت انكار را ، اظهر اين است [ كه ] مىتواند انكار نمايد و حق او با مجرد تأخير ، ساقط نمىشود . و براى عالم متمكَّن از نفى ، با عدم عذر در تأخير ، احوط اين است كه فوراً نفى نمايد ، اگر چه ادعاى عذرِ ممكن در تأخير از زمان حمل يا ولادت ، مسموع مىشود . و اگر به دلالت معتبره اقرار به ولد كرد ، انكار بعد از آن مسموع و مؤثّر نيست ، مثل آن كه در جواب مبشّر كه مىگويد : « بارك الله فى مولودك » بگويد : « آمين » ، نه آن كه بگويد : « بارك الله لك » يا « احسن الله إليك » كه با آن حق نفى ، ساقط نمىشود . انكار و ادّعاى بعد از طلاق و اگر طلاق داد و انكار دخول كرد ، و زن ادعاى دخول كرد و اين كه حمل از او است ، پس بنا بر اين كه ارخاء ستر و خلوت ، اثبات تمام مهر نمىنمايد كافى در لعان هم نيست مگر بيّنه يا اقرار به دخول ؛ و حدّ هم بر زوج نيست ، زيرا انكار ولد اعم از قذف به زنا است . و در لحوق ولد به مجرّد زوجيّت حين حمل با امكان دخول قبل از آن و احتمال آن اگر چه ثابت نشده ، تأمّل است ، و گذشت در ادعاى بلوغ با امكان ؛ و على أيّ حال لعان ، موقوف به احراز دخول يا ثبوت آن است . اگر قذف كرد زوجه را و نفى ولد هم كرد و بينه اقامه كرد بر زنا ، حد قذف ساقط مىشود ، و ولد منتفى نمىشود مگر با لعان ، بلكه به حكم فراش ، ملحق است به زوج تا آن كه با لعان منتفى بشود . ولادت بعد از طلاق و اگر طلاق داد به طلاق بائن پس ولادت كرد ولدى را كه در ظاهر شرع شروط لحوق به زوج مطلِّق را دارد ، ملحق مىشود و منتفى نمىشود مگر با لعان . و همچنين اگر مطلَّقه تزويج كرد و ولدى تامّ از او متولد شد كه از دخول زوج دوم شش ماه نشده بود ، از دومى منتفى است و ملحق به اول است اگر از زمان فراق از او نُه ماه يا كمتر گذشته باشد ، و منتفى از او نمىشود مگر با لعان .